
پنجشنبه ساعت 10 وقت شروع جلسه ای با شیخ اصلاحات بود که ساعت 11 شروع شد ... از ابتدای روز از ظواهر آشکار بود که امروز سر سازگاری با ما ندارد بعد از یک وقفه طولانی صحبت شروع شد ... من به همراه 3 دوست این گفتگو را هدایت می کردیم البته یک نفرمان که در کسوت عکاسی همیشه ظاهر می شود ( جا دارد ذکر هم از عکاس فقید آقای آرمند نام ببرم که از درد ترکیدگی آپاندیس رنج بسیاری رو متحمل هستند) ... گفتگو که متن کامل آنرا در سایت تابناک ملاحظه می فرماید شروع شد و همان اول بسم الله مسئول محترم دفتر به من خاطرنشان شد که مهمانی از فرنگ آمده که می خواهد فقط مدت کوتاهی را دستبوسی برسد نزد شیخ که البته این پیشنهاد ایشان با ممانعت بنده مواجه نشد و همه شواهد حاکی از یک توافق کاملا رسمی بود ...
میان صحبت بودیم که ظاهرا حوصله دوست فرنگیمان به سر رفت و وارد اتاق گشت و همانطور که او وارد می شد ما از دربی دیگر خارج می شدیم ... خارج شدن همانا و معطلی تقریبا 45 دقیقه ای همانا زیرا که نه تنها همان دوست بلکه دوستان دیگری نیز ملاقات نمودند که البته از انصاف هم خارج نشویم از مصائب ریاست جمهوری نیز می تواند همین ماجرا باشد که باید با همه گفتمان کنی و دل همه را هم بدست بیاورید ...
از خصوصیت شیخ راحتی بسیار زیاد در کلام، وجود یک گرمی بسیار خاص در برخورد او و کلام او، بی تکلفی و خاکی بودن در ارتباط و یک صمیمیت بسیار زیاد را می توان به صورت مثال نام برد.
البته نکته دیگر نیز تمایل خود شیخ برای صحبت با ما بود که این هم خیلی جالب بود به نوبه خودش ... خلاصه با همه مشقتهای روز و ناهماهنگیها که البته تا حدی هم من حق می دهم در کل برای من که مصاحبتی لذت بخش بود با شیخ اصلاحات مهدی کروبی

خیلی وقت است که مسعود ده نمکی را می شناسم البته خیلی وقت نیست که او مرا می شناسد ... کسانی که از قدیم تر او را بشناسند می دانند که الآن خلقیات او به شدت عوض شده و ملایم ار از نشانه های آن هم همین است که می توان با او 2 ساعت به صحبت نشست و در آخر هم با لبخند از او خداحافظی کرد ... این یعنی یک انقلاب عظیم ... باید او را قدیم تر می دیدی تا می فهمیدی من چه می گویم.
خیلی ها با او مشکل داشتند اما من نه به آنقدر ... فیلمش را در مورد جنگ دوست دارم و به نظرم بسیار ناحقی در موردش صورت گرفت که باید با این مسئله جدی برخورد کرد زیرا که امکان دارد فردا نیز گریبان گیر هر فرد دیگری نیز شود.
عده ای از سابقه او می گویند و از زد و خوردهای او و حالا چه شده که فیلم ساز شده است ... به نظر من این که خیلی هم می تواند خوب باشد و این شاید نشان دهنده رشد باشد و نه اینکه هرکه فیلم ساز شد رشد کرده است نه ! به این معنا که او راه های بهتری برای بیان حرفهایش پیدا نموده است از این تیپ صحبتها ...
البته خیلی مصاحبه خوبی نشد و به دل خودم نچسبید ولی خوب باز هم خالی از لطف نبود
می توانید آنرا در ادامه مطلب بخوانید.
منتشر شده در سایت تابناک

دبير پنجمين همايش تنديس ملي فداکاري دانشجويان با بيان
اينکه همايش امسال روز شنبه 7 دي ماه در ساختمان سازمان
جوانان هلال احمر برگزار مي شود، اظهار کرد: در اين همايش دبير مجمع تشخيص مصلحت
نظام، رييس نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، رييس جهاد دانشگاهي و
برخي ديگر از مسئولين حضور خواهند داشت.
فتاحي در گفت وگو با ايسنا، اظهار
کرد: در اين همايش به 10 نفر از دانشجويان فعال اين عرصه
تنديس فداکاري و 24 نفر نيز لوح تقدير اهدا خواهد شد.
وي افزود: همايش "تنديس ملي فداکاري دانشجويان" از سال 83
و با هدف تقدير از دانشجويان فداکار در حادثه زلزله بم آغاز به کار کرد و امسال
پنجمين دوره اين همايش برگزار خواهد شد.
وي با بيان اينکه از سال 84 به بعد حوزه فعاليت اين همايش گسترش پيدا کرد، اظهار کرد: مصاديق
فداکاري ديگري از جمله حضور دانشجويان در دفاع از تماميت ارضي کشور از جمله
ايثارگران، دانشجويان فعال در امداد و نجات، فعالين عرصه آرمان هاي انقلاب اسلامي و
اقدامات نوع دوستي و بشر دوستانه به مشمولين اين همايش اضافه شدند.
وي
افزود: از سال 85 بخش ويژه اي به اين همايش اضافه شد که طي
آن دانشجوياني که دچار مرگ مغزي شده و اعضاي بدن آنها توسط خانواده ها اهدا شده است
نيز تجليل مي شوند.
فتاحي با اشاره به برنامه هاي همايش امسال اظهار کرد:
امسال از دکتر شيخ الاسلام استاد پاتولوژيست دانشگاه علوم پزشکي تهران که تا امروز
بيش از 130 مرتبه اهداي خون داشته است تقدير خواهد شد.
همچنين از استاد غروي که بيش از 40 سال در آموزش ها و
فعاليتهاي امداد و نجات فعاليت داشته است نيز تقدير به عمل مي آيد.

مصاحبه با جناب آقای دکتر ولایتی
پیرامون مسائل اخیر در غزه
چاپ شده در ماهنامه سیاست نامه

متن سخنرانی حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی (مدظله العالی) مرجع عالیقدر جهان تشیع پیرامون بحث عزاداری در انتهای درس خارج و مصادف با اربعین حسینی در سال ۱۳۸۶